فريد الدين العطار النيسابوري

53

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

خه‌خه اى درّاجِ معراجِ الست * ديده بر فرقِ بلى تاجِ الست چون الستِ عشق بشنيدى به جان * از بلىِ نَفْس بيزارى ستان چون بلىِ نَفْس گردابِ بلاست * كى شود كارِ تو در گرداب راست نفس را همچون خرِ عيسى بسوز * پس چو عيسى جان شو و جان بر فروز خر بسوز و مرغِ جان را كار ساز * تا خوشت روح اللّه آيد پيش باز . مرحبا اى عندليبِ عشق * ناله كن خوش خوش ز درد و داغِ عشق خوش بنال از دردِ دل داوود وار * تا كنندت هر نفس صد جان نثار حلقِ داوودى به معنى برگشاى * خلق را از لحنِ خلقت رهنماى چند پيوندى زِرِه بر نفسِ شوم * همچو داوود آهنِ خودكُن چو موم گر شود اين آهنت چون موم نرم * تو شوى در عشق چون داوود گرم .